در جواب متن برای غربت...

بمان ؛ ای همه ی حرف دلم...

در جواب متن برای غربت...

۱ بازديد
درسته که تو منو جانا صدا میزنی و من تو رو حضرت یار خطاب میکنم ، اما اینجا همون جاییه که باید بگم: "جانا سخن از زبان ما میگویی"...
 
بهت افتخار میکنم ، بهت میبالم ، و به خودم که بین تمام مردم دنیا عاشق و دلباخته ی مردی شدم که دقیقا مثل من فکر میکنه ، عقایدش مثل منه ، اهل افراط و تفریط در هیچ چیزی نیست ، و میدونه دقیقا کجا باید چه رفتاری داشته باشه... بهت میبالم که انقدر معرفتت نسبت به جایگاه امام معصوم بالاست...
 
با هم درد کشیدیم ، یه درد مشترک ، مثل همه ی دردهای مشترک دیگمون که با هم کشیدیم و میکشیم... درد چشیدن کمی ، ذره ای از غربت اماممون ...و چه درد مقدسی ، چه درد مبارکی ... و چقدر من خوشبختم که بین همه ی ادمهایی که حرف و احساس و عمق دردمو نمیفهمن ، تو رو دارم که درست مثل خودمی ... بیخود نیست که همیشه میگم تو ادامه منی در تنی دیگر... تو خود منی در تنی دیگر ، در جایی دیگر... خود من ، عزیزترین من ، بمون برام...
.
سه شنبه ۱۹ اسفند 
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در تات بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.