سه شنبه ۰۴ آذر ۰۴ | ۰۰:۴۹ ۱۲ بازديد
برایم نوشته بود؛
از لحظه ای که نامش را بی مهابا وسط خیابان ، صدا زدم ، نوشته بود
از احساسش ، از صدای من وقتی نامش را بر زبان آوردم ؛
از لحظه ای که نامش را بی مهابا وسط خیابان ، صدا زدم ، نوشته بود
از احساسش ، از صدای من وقتی نامش را بر زبان آوردم ؛
و چه زیبا نوشته بود ... چقدر زیبا کلمات را کنار هم چیده بود ؛ و او چقدر زیبا میتواند با کلماتش مرا به آغوش بکشد ، نوازش کند ، ببوسد ، و غم هجرانش را التیام بخشد...
برایش نوشتم :
نامت زیباترین کلمه ایست که تا کنون از تارهای صوتی حنجره ام به امواج صوتی پراکنده در جهان اضافه شده؛
زیباترین و شیرین ترین عبارت چهارحرفی دنیا ، در مقابل تلخ ترین عبارت چهارحرفی ..."فراق"
و عجیب نیست که تمام دنیای من حول محور تو ، نام تو ، و درد فراق تو میچرخد...
برایش نوشتم :
نامت زیباترین کلمه ایست که تا کنون از تارهای صوتی حنجره ام به امواج صوتی پراکنده در جهان اضافه شده؛
زیباترین و شیرین ترین عبارت چهارحرفی دنیا ، در مقابل تلخ ترین عبارت چهارحرفی ..."فراق"
و عجیب نیست که تمام دنیای من حول محور تو ، نام تو ، و درد فراق تو میچرخد...
و ممنونم...
دوباره و دوباره ممنونم ...
من به تعداد حرف به حرف کلمات و جملاتی که برای من و به عشق من از احساساتت مینگاری از تو ممنونم...
دوباره و دوباره ممنونم ...
من به تعداد حرف به حرف کلمات و جملاتی که برای من و به عشق من از احساساتت مینگاری از تو ممنونم...
بدان که من به این کلمات زنده ام ؛
من به ابراز احساسات معشوقم که در جملاتش نهفته و ارزانی ام میکند ، زنده ام؛
من به اعجاز همین واژه هایی که از قلب تو در صفحه ای مجازی ریخته میشود ، فراقت را تاب می اورم و با تمام عشقی که خودت میدانی چقدر شدید و عمیق است، روزهای هجرانت را میشمارم و تلاش میکنم که مانند مردم عادی زندگی کنم...
و اگر این نوشته های تو نبود ، اگر این کلمات را از قلبت به قلب من سرازیر نمیکردی ، خیلی پیشتر از اینها از غم عشقت، از غم فراقت ، تمام شده بودم...
بدان که کلمات تو ، موجب بقای این زنی ست که روزی صد بار نامت را چون ذکری گرانبها و نجات بخش بر لب دارد....
.
جانای تو
۰۴/۹/۴
۰۰:۴۸'
.
جانای تو
۰۴/۹/۴
۰۰:۴۸'
همین ؟؟