سه شنبه ۰۷ مرداد ۰۴ | ۱۷:۲۳ ۲۰ بازديد
دلت براش یه ذره شده و هیچ کاری از دستت بر نمیاد...
این ناجوانمرادانه ترین نوع فراقه...
اینکه نزدیکته و به اجبار ازش دوری ، اینکه نزدیکته و اجازه نداری ببینیش ، اجازه نداری صداشو بشنوی ... و تو عاشقتر از اونی هستی که فراق بتونه ذره ای تو رو عادت بده به نداشتنش، یا ذره ای از عشقت کم کنه ...
اینکه شب تو خواب ببینی کنارشی و دستاش رو محکم گرفتی ، و صبح چشماتو باز کنی و یادت بیاد تو حتی اجازه نداری وقتی از کنارش هم میگذری باهاش حرف بزنی ...
اینکه دلت براش پرپر بزنه و تو هی بخوای به خودت بگی مراقب باش ، این یه جدایی معمولی نیست ، مراقب باش عهد شکنی نکنی ، مراقب باش کم طاقتی نکنی و همچنان در سکوت و در آتش عشق بمونی تا زمانی که نمیدونی اصلا قراره برسه یا نه ...
تا وصالی که نمیدونی اصلا مقدر شده یا نه ...
تا وصالی که نمیدونی اصلا مقدر شده یا نه ...
و تو چاره ای جز تحمل همه ی این ها و موندن در آتشی که سوختن توش برات دوستداشتنی تر از فارغ شدن ازشه ، نداری...
.
.
گاهی همه چیز سختتر میشه...
با این وجود تو حاضر نیستی یک لحظه عاشق اون بودن رو با هیچ چیز این دنیا عوض کنی...
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
با این وجود تو حاضر نیستی یک لحظه عاشق اون بودن رو با هیچ چیز این دنیا عوض کنی...
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم...
عشق چیز عجیبیه... و عاشق شدن عجیبترین تجربه ی آدمیزاده...
عشق چیز عجیبیه... و عاشق شدن عجیبترین تجربه ی آدمیزاده...
.
جانای او
۰۴/۵/۷
همین ؟؟